آقایون قدر خودتونو بیشتر بدونین !
طرز ترک دادن شوهر سیگاری 100 درصد عملی :
از زبان خانومی که شوهرشو ترک داده : من بعد از خوندن صحبتهاي معاون سلامت تصميم به وادار كردن شوهرم به ترك سيگار كردم و بسرعت برگه اي برداشتم و مطالب زير رو در اون نوشتم و به در يخچال چسبوندم.
از امروز تصميم گرفتم تو رو به ترك سيگار وادار كنم و به همين خاطر قوانين زير از همين الآن در خانه لازم الاجرا مي باشد:
- قانون شماره 1: هر روزي كه لباسهات بوي سيگار بده به يكي از مجازاتهاي زير (البته به انتخاب خودت) محكوم مي شوي:
1- شستن ظرفهاي ناهار و شام
2- خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3- دعوت مامانم اينا و داداشم اينا براي صرف ناهار(كه به احتمال 99 درصد براي صرف شام هم مي مونند!)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافيه و نمي توني اون رو انتخاب كني، چون تو اين كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به اين خاطر كه وظيفه ات است هر روز انجام مي دي!!
- قانون شماره 2: اگه توي جيبت كبريت يا سيگار پيدا كنم، يكي از چهار عمل زير رو باز هم به انتخاب خودت عملي مي كنم:
1- قهر مي كنم مي رم خونه مامانم اينا و بعد ده روز و پس از يه عالمه منت كشي برمي گردم خونه.
2- يك گردنبند، دستبند، النگو و يا يك مورد مشابه اينا به انتخاب خودم بايد برام بخري!!
3- خودت بگو با ملاقه بزنم يا كفگير؟!
4- با همون كبريت و به كمك مقداري مواد آتش زا تنبيهت مي كنم.
تبصره: خودت مي دوني من از اين سوسول بازيها خوشم نمي آد پس گزينه اول منتفيه، ديگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگيرام كج و كنجول شدن و ديگه حيفم مي آد وسايل آشپزخونه رو خراب كنم، گزينه آخري هم وجداني خيلي خشونت داره و به علت اين كه بچه مون هفت سالشه و ديدن اين صحنه ها براي بچه هاي زير 12 سال مناسب نيست اين گزينه رو هم نمي توني انتخاب كني، پس فقط مي مونه گزينه دوم ...!!
- قانون شماره 3: در صورتي كه يقين حاصل كنم سيگار رو ترك كردي، مي توني يكي از موارد زير رو به عنوان جايزه انتخاب كني:
1- به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشي.
2- به عنوان تلافي اين چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم يك بار با ملاقه بزني تو سرم!
تبصره: گزينه اول الكيه و نمي توني انتخابش كني، چون مي ترسم بد عادت بشي و تنبل و تن پرور بار بيآي!!
اگه هم جرأت داري گزينه دوم رو انتخاب كن!!
"با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت"
- بازم همون خانومه: شوهرم بعد يك هفته به اين نتيجه رسيد به نفعشه سيگار رو ترك كنه! (چون با سر بانداژ شده باید از خونه بیرون می رفت و جیبش شده بود پر چک برگشتی)
يك كلمه حرف جدي: جالبه بدونيد طي اين چند دقيقه اي كه شما اين مطلب رو مي خونديد ۱ نفر در كشورمون به خاطر مصرف سيگار و عوارضش فوت كردند... چون بنا به گفته معاون سلامت وزارت بهداشت متأسفانه در هر دو دقيقه و نيم، يك ايراني بر اثر مصرف سيگار و عوارضش فوت مي كند
زن شخصيت پيچيده اي دارد. زن همه چيز است ولي براي خود هيچ چيز نيست. زن وجودش در چنگال مرد اسير شده. ماهيت وي براي تعادل در مقابل مرد بکار ميرود در حاليکه مرد براي دست يابي به پله هاي بعدي! بارها گفته ام که اگر زنانگي را از وي بگيريم جز جسدي پوسيده از وي چيزي بر جاي نخواهد ماند. وي موجودي در مانده است. تمام آنچه را که اکنون در اختيار دارد توسط مرد به او اهدا شده است. زيبايي عشق عاطفه آرايش زنانگي رفتار و ديگر چيزها تماماٌ تعاريفي است که مردان آن را براي قرقره کردن در اختيار زن گذاشته اند . زن براي خود نه چيزي ساخته و نه چيزي باقي گذاشته . زنان تنها فرا گرفته اند که در پشت حروف پوسيده محدوديت خود را قايم کنند. اما آيا در اختيار داشتن يکسري امکانات و قدرت باعث خواهد شد براي جنسيتي نقش آفريده شود؟ بعيد مي دانم تاثير دارد اما عامل نيست . آيا براي مردان کسي نقش آفريده بود؟ براي مردان زنها همچون گالري هاي شخصي هستند . آنها جواهر گرانقيمتي را براي ديگران بنمايش مي گذارند. در تملک داشتن يک زن زيبا براي مردان همواره ( خارج از ساير لذتهاي اين همراهي ) دو حس پنهان و انکار نشدني در پستوی شخصیت مرد دارد:
يک – مردان فکر مي کنند با زيبايي بيشتر يک زن لذت جنسي بيشتري مي برند! صورت و اندام زيباي يک زن تصوير در آغوش گرفتن و بوييدن و بوسيدن اندام وي را تداعي مي کند . حسرت يک تشنگي که آنها را بسادگي اسير علاقه شديد قلبي مي کند! تحسين اندام و زيبايي وي در باطن مرد که بسادگي تداعي کننده لحظات خواندن اشعار تمجيد کننده براي تحويل و تسليم دختران باکره به کاهن معبد در ديار سينوهه است!
دو – آنها براي ساير مردها در جنگ برخوردها سلاح کارامد تري دارند. به اعتقاد من اگر مردي اين دو اصل را قبول ندارد يا دروغ مي گويد و يا دروغ مي گويد! هيچ مردي وجود ندارد که با خود تصور نکند اگر فلان زن زيبا مال من شود دوستان چه غبطه اي به من و دارايي من خواهند خورد! در تعبير مردان مخالف اين سخن هستند اما در عمل زن چيزي بجز يک گالري نيست . اين نقش حتي براي زنان نيز پذيرفته شده است و دوست داشتني! زنها مي خواهند که در کانون نگاه باشند! آنها دوست دارند که الماس زير نورافکن باشند! حتي به قيمت اينکه الماس تنها سنگ ساده اي باشد و ارزشش را مردان براي آن بر شمارند! موجوديت زن براي مرد چيز جديدي نيست. همانند کتابي چند صد صفحه اي که بارها و بارها آن را خوانده باشيد. رفتارهاي همه زنها بتناوب در سطوح و نقاط مختلف در يک سطح به هم برخورد مي کند. تمام برنامه آنها در واقع با يک زبان نوشته شده است. مرد هرگز زيبايي و يا فرهنگ زن را براي خود زن دوست ندارد بلکه تمام آن را براي خود وارتش خود مي خواهد .
زن هميشه در مرداب تاريک تنهايي براي بيرون آمدنش تلاش مي کند. او چشم انتظار چيز جديدي است که بتواند زودتر از سايرين آن را در اختيار بگيرد و ارزش خود را بالاتر ببرد! و صد البته ارزش براي جذب مرداني در رده بالاتر! او همانند گلادياتوريست که در انتظار سلاحي است که بدرون ميدان نبرد پرتاب شود و او زودتر از رقيب آن را از زمين بر دارد و بتواند با کشتن ديگري هم خود زنده بماند و هم موجبات شادي شاه را فراهم سازد! زن نقش جديدي ندارد. مردها در رسانه ها و نوولها و کتابها و افسانه ها زن را ساخته اند و به وي نقش داده اند. زيبايي و خواستني بودن و تمام اين تعابير چيزهايست که مردان آن را ساخته اند و براي آن ارزش گذاري کرده اند. براي زنان جنگواره اي ساخته اند براي زيباتر شدن . همانند درختان جنگل که براي نمردن و استفاده از نور خورشيد بايد قد بکشند وبرگهايشان بالاتر از ساير درختان باشد! در بي ارزشترين مثال اجتماعي مي توان از يکسان نبودن ديد به لباسهاي زير زنانه در مقايسه با يک پيراهن زنانه ياد کرد. تفاوت آن يکسان نيست چراکه آنها وابسته به ديدگاه و پس زمينه هاي ذهني از لذت هستند که مردان آن را بنمايش گذاشته اند .
مرد هيولايست که زن را بلعيده. زنان زيادي قصد فرار از اين کابوس را دارند.ولي همانطور که گفتم آنها مثل مترسکهايي هستند که گريه کنان پا به زمين مي کوبند و فرياد مي کشند که من با ديگران فرق دارم! زن براي فرار از اين تابلوي بي رحم بايد رفتاری خارج از معمول فرا گيرد. او بايد موجودي باشد که ديگر زنان نيستند! چه بسيارند دختران و زناني که خود را به گروه مردان پناهنده مي کنند تا شخصيت نحيفشان از ضربت شلاق در امان باشد. آنها حتي گاهي ديگر زنان را نيز بخاطر رفتار زنانه مسخره مي کنند! در اطراف خود اگر بنگريد مي بينيد چه بسيارند زناني که رفتار و گفتار و طرز فکر به اصطلاح پسرانه دارند! حرکات و شوخي ها و سرگرميهاي عموماٌ پسرانه را بر مي گزينند! آنها شايد براي گروهي از جوانان سبک سر که شاششان هنوز کف نکرده موجودات چشمگيري باشند اما همواره براي نسل معرف مردان انان همچون اسباب بازيهاي بامزه اي هستند که در اوقات فراغت سرگرم بودن با آنها خارج از لطف نيست! چقدر دست يابي و تصاحب و شکستن و در اختيار گرفتن اين زنان به اصطلاح ليدر و پيشرو براي مردان لذت بخش است! براي مردان پايين کشيدن و تصاحب اين زنان به ظاهر دست نيافتني صعود و فتحي ديگر بر قله مردانگي است. اين زنانند که حس مردانگي را به مرد پيش کش مي کنند. اين زنان يا بايد براي فرار ار ارائه اين لذت به مردان در خود بپوسند يا در انتها حاضر شوند اين لذت را به يک نفر تقديم کنند! عشق براي مردان کوچک بازي تمريني و براي مردان بزرگ بخشي از زندگي جمعي آنان و خارج از زندگي فردي آنان است! مردان به لذت عشق و مردانگي نياز دارند و براي هر دو همانند قطاري از روي لاشه زن رد مي گردند. زن راهي براي فرار از اين باتلاق ندارد. او زن است ولي زن هيچ نيست! موجوديست که بهتر است او را يک آدمک ناميد! او تماماٌ در اختيار مرد است چون اگر نباشد ماهيتي ديگر ندارد . او هيچ نيست و همين تهي را هم از او بگيريد تا نابودش کنيد. زن موجوديست که در آيينه تصويري را جستجو مي کند که مرد آن را برايش کشيده
جذابيت و زيبايي وي طرحيست که مرد با استانداردهاي خود آن را ترسيم کرده. وجودش در اختيار مردي است که هويتش را گارانتي کرده. آيا مرد واقعاٌ نژاد برتر است؟ خارج از بحثهاي کليشه اي و دليل هاي بي فايده و تسلسل آور و خواب آور ضلع بي رحم معما چه مي گويد؟
حال مي خواهم که شما برايم تصوير جديدي بکشيد. .. از زن ... از زنانگي ... تصويري که مثل زن امروز نباشد ... مثل مرد نباشد ... براي از زني بنويسيد که زوايايش توسط مردان تعريف نشده باشد ... مختصر و مفيد ... از احساسات جديدش ... و نه احساساتي که يا تعريف مردان است و يا مال مردان و زنان دوست دارند آنها را مال خود کنند تا ديگر زن نباشند! ... از زن جديدي که نه در مقابل مرد است و نه موازي با وي ... مثل تصوير فعلي که نمي توانيد مرزي را مشخص کنيد يا جهتي را بناميد . . آيا مي توانيد تصويري را ارائه دهيد که نه از زنانگي فعلي در آن خبري باشد و نه از زواياي خشک مردانگي؟ برايم در بخش نظر بنويسيد ... دوست دارم بدانم آيا چيز جديدي رسم مي کنيد؟
در اكثر مقالات،مجلات و فيلمها گفته ميشود كه زن و مردبراي شاد بودن به زيستن در كنار يكديـگـر نـيـاز دارنـد امـاگاهي اوقات افراد به دلايلي توانايي ازدواج را نداشته و بهناچار به زندگي مجردي مي پردازند. خبر خوب براي چنين اشخاصي اين است كه همانطور كه ازدواج داراي محاسن و فوايدي بسياري است، مجردبودن هم براي خود مزايايي دارد كه بيان آنها خالي از لطف نمي باشد.
زندگي مجردي لبريز از آزاديهايي است كه تصورش ممكـن است مشكل بنظر برسد. در اين بخش به 10 دليل اصلـي براي مجرد بودن اشاره مي كنيم.
شماره 1
مي توانيد فرصتي براي پيدا كردن همسر ايده آل خود بدست آوريد در ايام تجرد ميـتـوانيد سعي و تلاش خود را براي يافتن محبوب و معشوق حقيقي خود بكار ببنديد. به عبارت ديگر با اين كار از ازدواجهاي عجولانه و نابخردانـه كـه مـمكن است يك عمر شما را به دردسـر انـداخـتـه و مـشـكـلات غيـر قابل جبراني ايجاد كند، خودداري خواهيد نمود.
مـتاسفانه برخي از افراد به دلايل نادرست زير ممـكن اسـت نـسـنـجيده و بـدون در نـظر گرفتن فاكتورهاي اصلي، اقدام به ازدواج نمايند:
رسيدن به سني بخصوص
ازدواج كردن همه دوستان ديگر
ترس بخاطر از دست دادن نفر فعلي
عدم موفقيت آنچناني در روابط پيشين و اينكه نفر فعلي اولين شخصي است كه علاقه نشان مي دهد
با وقت گذاشتن و بررسي بيشتر در مورد عوامل و فاكتورهاي ازدواج موفق مي توانيد از دوران تـجرد بـه عنـوان تـجـربه اي ارزشـمند براي شروع يك زندگي موفق و طولاني بهره ببريد.
روي درخشان تنهايي
هر چيزي دو رو دارد؛ خوب و بد. فقط كافي است بياموزيد كه چگونه مي توان آن جـنـبـه خوب را تشخيص داده و شناسايي نمود. اجتماع اهميت زيادي براي يافتن همسر قائـل است، چيزي كه هورمونهايتان شما را سريعا وادار به آن كار مي كنند. دفعـه بـعـدي كــه احـسـاس نـمـوديـد كـه نـيـاز بـه همسر داريد، اما به دلايلي امكان ازدواج در شـما وجود نداشت، اين 10 دليل را مرور كرده و از مجرد بودن خود لذت ببريد
شماره 2
مي توانيد ارباب خودتان باشيد روابــط عاشـقانـه مـتـرادف بـا مـصـالـحه و سازش است. در نهايت براي برقراري آرامش و مساوات مجبور به فدا نـمودن چيزهايي كـه دوسـت داريـد خـواهيـد شـد - يـك مـسابقه فوتبال و يا پنير اضـافي روي پـيـتـزايـتـان. از اوقـات تـجرد براي لذت بردن بيشتر از زندگي استفاده نماييد. در برخي معيارهاي كوچك، خودپسندي براي نفس مفيد است.
همچنين ارباب خـود بودن بمعناي اين است كه مجبور به پاسخ دادن به كسي نخواهيد بود. اينـكه بـه خـاطر همه مسائل و اتفاقات نياز به جواب دادن و استنطاق شدن داشته باشيد.
شماره 3
مي توانيد توجه خود را معطوف شغلتان گردانيد زندگي همانند يك بازي تردستي مي ماند كه شما مجبوريد همه عوامل و عـناصـر را در هوا نگه داشته در حين اينكه به هر كدام از آنها بطور يكسان توجه ميكنيد. اما اگر يـكي از اين عناصر سقوط كرد و افتاد بايد توان خود را معطوف بقيه نماييد. در زمان تجرد زمان زيادي براي اختصاص دادن به كار و حرفه خود خواهيد داشت. ميـتوانـيد از اين زمان براي ارتقاي سطح شغلي و پيشرفت بيشتر استفاده نماييد. و لازم نـيـست نـگـران قـربـانـي كردن زندگي عشقيتان باشيد، چرا كه مجرد و نيرومند هستيد.
شماره 4
مي توانيد هر كاري را در هر موقعي كه بخواهيد انجام دهيدمجرد بودن شما را از انجام كارهاي يكنواخت و حلقه محاصره عادات روزانه خارج ميكند. زمـاني كـه تـوانش را داريد، شهامت بخرج دهيد. بـا دوسـتـان خـود بـه مـاهـي گـيـري و سفرهاي هيجان انگيز برويد. همه اين كارها را بدون اينكه مجبور به جواب پس دادن بـه فرد ديگري باشيد، مي توانيد انجام دهيد. اين نهايت و اوج آزادي است.
شماره 5
مجبور نيستيد عادات شخص ديگري را تحمل كنيد عادت كرديد وقتي او از ماشين خودتراش شما براي زدن موهاي پايش اسـتفاده ميكند، با فروتني هر چه تمام تر چشم پوشي كـنـيـد. روشـن كـردن شـمع هـاي معطر در همه اتاقها ديگر قابل تحمل نيست. ميتوانيد با آرامش كامل بدون اينكه مجبور به تحمل خرخر كردن او باشيد بخوابيد و ديگر كسي نيست كه بدون اينكه ككش بگزد هـمه پـتـو را روي خودش انداختـه و شمـا را از آن مـحروم نـمايد. بـجز خود شما هيچ فر ديگري وجود ندارد كه بخواهيد به دلش راه بياييد. به بردباري و شكـيـبـايي خود استراحـتـي سزاوار هـديـه نموده و در آرامش و راحتي زندگي كنيد.
شماره 6
براي انجام فعاليتها از وقت بيشتري برخورداريد وقتي مجرد هسـتيد، دلـيـلي بـراي يك گـوشـه نشستن و هيچ كاري انجام ندادن وجود نخواهد داشت. دوست داريد بدن سازي برويد؟ سازي بـنـوازيد؟ در مـورد تماشاي فيلم "مرگ سخت" براي يازدهمين بار چطور؟ چه كسي جلوي شما را مي گيريد؟
حتي ميتوانيد بجاي وقت گذاشتن بـراي نامـزد خود، بـا دوستانتان اوقات بسيار خوشي را در كوهستان بگذرانيد
شماره 7
مي توانيد دارايي هاي خود را كنترل نماييد اگر ازدواج كرده باشيد مي دانيد كه ديـر يا زود مـقـدار قـابـل تـوجـي از بودجه شما صرف هزينه هاي نگهداري از همسرتان مي گردد. دوران تجرد يك آزادي كامل مالي را بدنبال داشته، و هرگز نگران پرداختن پول رستوران يا خريدن هدايا نخواهيد بود.
با اين حال توجه داشته باشيد كه اين به معناي پس انداز كـردن پـول تـلـقي نمي گردد. خلاف اين موضوع نيز مي تواند صادق باشد. چون ممكن است حتي شما پول بيشتري را صرف خريدن لباس، وسايل تجملي و ديگر مسائل نماييد. اما حداقل صـاحـب و اربـاب ريال به ريالي هستيد كه پرداخت مي كنيد.
شماره 8
مي توانيد استقلال و آزادي خود را مورد تقدير قرار دهيد ميتوانيد از وقت آزاد خود براي لذت بردن از تنهايي و خود سازي استفاده نماييد. مـجـرد بـودن شـما را مـجـبور بـه انجام كارهايي مانند آشپزي، شستن لباسها و مـرتـب كـردن تخت خواب ميكند. مهارت يافتن در انجام كارهاي مختلف باعث تكامل و پخـتـگي شـما شده و هنگامي كه تصميم به وارد شدن به بازار مكاره عاشقي ميگيريد، برگ برنده اي در دستان شما محسوب خواهد شد.
شماره 9
مي توانيد بدون نگراني وزن خود را افزايش دهيد همانطور كه مي توانيد زمان بيشتري را در باشگاه ورزشي خود سپري كنيد، همچنـين قادر خواهيد بود اندكي مسائل جسماني را راحت تر گرفته و زياد در قيـد و بـند ظاهرتان نباشيد. تا زماني كه نخواهيد به يك ميهماني مجلل برويد، ديگر نيازي نخواهيـد داشـت كـه هـر روز خـودتـان را شـبـيه آلن دلون يا جنيفر لوپز دربياوريد. راحت باشيد و به سراق آن تـيـشرت و پـيـراهن نـخ نما و مورد علاقه خود رفته و آنرا بپوشيد. از ايـنـكه مي توانيد گه گاهي ژوليده و نا مرتب باشيد لذت ببريد. فقط زياده روي نكنيد تا زمـاني كـه تصميم به ازدواج گرفتيد مجبور به كاهش يكباره وزن اضافه خود نگرديد.
شماره 10
مجبور نيستيد بداخلاقيها، نق زدنها و سرزنشها را تحمل كنيدآيا بخاطر مي آوريد چند هزار نفر را ديده ايد كه به خـاطر دلايل غير قابل فهم و رفتارهاي تحمل ناپذير همسرشان سر به كوه و بيابان زده اند. از اينكـه قـربـانـي خلق و خوي غير قابل فهم كسي نيستيد و از آرامشي كه حاصل عدم وجود نق زدنها است، لذت ببريد.






And The God Created The Woman
و خداوند زن را آفريد
God created Woman out of the left side of man
خداوند زن را از پهلوي چپ مرد آفريد
not from his head to be above him
نه از سر او تا بر او مسلط گردد
not from his foot to be trampled by him
نه از پاي او تا لگد كوب اميال او گردد
but from his side to be equal with him
بلكه از پهلوي او تا برابر او باشد
and from under his arm to be supported by him
و از زير بازوي او تا در حمايت او باشد
and from nearest to his heart
و از نزديكترين نقطه به قلب او
to be loved by him.
تا مورد عشق او باشد
anonymous ترجمه و تنظيم دكتر الهي قمشه اي
تفاوتهاي زن و مرد
موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش
خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است
كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.
آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد
تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.
ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،
ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج
ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.
فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.
دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.
حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود دارد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.
خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.
بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.
گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.
آينه:
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...
تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.
آدرس يابي:
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم."
پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.
فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.
لباس شيك پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.
شستن لباسها:
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.
عروسي:
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي."
اسباب بازي:
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.
گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.
سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.
اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.
پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.
پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.
بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود






اين مرقومه را به ويژه تقديم مي کنم به تمام مرداني که فکر مي کنند بخاطر ظاهرشان از سوي زنها مورد بي اعتنائي قرار مي گيرند و تمام زناني که نمي دانند با مردان بي هويت امروزي چگونه بايد رفتار کنند؛ گوئي که با يکي از همجنسان خود طرف شده اند.
دست آورد تقريباً 45 سال فمينيسم تندرو و ويران کننده بوده است : جامعه اي که در مورد نقش جنسيتها دچار اغتشاش و سر در گمي شده؛ طغيان گروهي از زنان ستيزه جو که ادعا ميکنند « ما به مردان نياز نداريم»
زنان خشمگيني که بخاطر مشکلات پيش روي خود، به غلط و هميشه مردان را مقصر مي دانند و خلاصه، زوال تدريجي هويت مردانه را ميخواهند .
عجبا ! هر چه ميگذرد، جامعهاي که در آن زندگي مي کنيم بيشتر و بيشتر زنانه ميشود؛ مردان جوان بيشتري توسط مادران مجرد يا زخمخوردهاي بزرگ مي شوند که کمتر درکي از جنس مرد ندارند، اما به پسرانشان ناخودآگاه ياد مي دهند که مرد بودن را رها کنند و دنباله رو زنان باشند.
ارضاي زن:
گاهي مردان امروزي براي زنها انواع امکانات را فراهم مي کنند و در عين حال داوطلبانه و با کمال ميل، تمام قدرت مردانه خود را تقديم آنها مي کنند. اما در اِزاي آن فقط کمي «لطف جنسي» را از زن گدائي مي کنند .
يک مرد مدرن روي پوسته تخم مرغ گام برميدارد، هراسان از اينکه مبادا «حرف يا رفتار نادرستي» از او سر بزند؛ هراسان از آشکار شدن تمايل جنسي طبيعي او به يک زن؛ هراسان از اينکه مورد تمسخر، تحقير و بي اعتنائي قرار گيرد؛ هراسان از خود واقعي اش . تمام اينها به مثابه لکههايي بر چهره طبيعت هستند.
در اين سالها ، به مردان اينگونه القاء ميشود
که شما موظفيد زنها را راضي کنيد؛ شما موظفيد بچههايتان را راضي کنيد. اما واقعيت اين است که چنين جنبشهاي اجتماعي خود ساختهاي، نمي تواند مسير چند ميليارد ساله تکامل بشري را عوض کند. روشن است که نکتهاي اساسي در جنس مؤنث گم شده است؛ آنها در واقع هيچ نشانه اي دال بر برتري بيچون و چراي جنسي خود بر مردان نمي بينند. قدرت جنسي يک زن به هيچ وجه قابل مقايسه با يک مرد She maleنيست .
هنوز هم فمينيسم مدرن کورکورانه مي کوشد تا مردان را بصورت - هاي مطيع دربياورد.
ساختار طبيعت بگونهاي است که مردان بايد قوي، محکم، جسور و دوستدار سکس باشند.
دقيقاً به همين دليل است که هورمون تستسترون در جريان خون آنها موج مي زند. اين واقعيت يک مرد است، ميراث اوست، بعنوان عضوي از جامعه مردان .
گمانم ميگويد، که واقعيت اين است که بر خلاف آنچه زنان مي گويند و معترض آن هستند، آنها مردي را مي خواهند که مانند مرد رفتار کند!
اگر اين پوسته را کنار بزنيد، خواهيد ديد که آنها در اعماق وجود خود از مردي که رفتار زنانه داشته باشد بيزارند . پس وقت آن است که مردان از مرد بودنشان خجالت نکشند، ارزش طبيعت جنسي واقعيشان را بدانند، و اعتماد جنسيشان را بازيابند .
اما اعتماد جنسي يا Sexual Confidence چيست؟
قبل از هر چيز بايد بدانيد چه چيزهائي با آن منافات دارد .
مرداني که اعتماد جنسي ندارند :
به دنبال تأييد شدن از جانب زنها هستند و دنباله رو زنها هستند.
معمولاً براي زنان قابل پيش بيني و خسته کننده هستند،چون انچه را آنان ميخواهند انجام مي دهند. سعي مي کنند بيشتر وقت و توجه خود را به غذاها، هديه ها و اينگونه مسايل معطوف کنند. ذهن خلاق و هوش بالايي ندارند. در مواجهه با زنها، عصبي و متزلزل مي شوند. بيشتر مانند دوستان زن رفتار مي کنند تا فردي از جنسي ديگر. بدون هيچگونه رفتار جسورانه و اعتراض آميزي، هميشه با زن مدارا مي کنند.
اجازه مي دهند که زن رابطه را کنترل کند (اين بدان معني نيست که مرد بايد رابطه را کنترل کند!)
پست و ذليل مي شوند تا سکس داشته باشند
به يک چشم بر هم زدن در دسترس قرار مي گيرند.
اجازه مي دهند زنان آنها را به بازي بگيرند و يا با آنها مانند «کيفهاي پول متحرک» رفتار کنند .
درست نقطه مقابل تمام اينها، اعتماد جنسي است.
براي اينکه ديدگاهي در مورد اعتماد جنسي بدست آوريد، فقط کافيست به مردان و پسراني که بعنوان «شرور» در جامعه معروفند، نگاه کنيد . همين آدمهاي خودخواه، خطرناک که زنان از آنها متنفرند و دشنام نثارشان مي کنند، ولي در عين حال مانند کودکاني که يک کارخانه آب نبات را کشف کرده باشند، دور آنها جمع ميشوند .
فکر مي کنيد چرا اين مردها غالباً براي زنها جذابند؟
چون زنها با احساساتشان فکر مي کنند، نه با منطقشان، و «مردان شرور» براي زنها محرک محسوب مي شوند. و اما چه چيزي اعتماد جنسي را تعيين مي کند؟
مرداني که اعتماد جنسي دارند :
سرکش و مدعي هستند، نه اينکه مانند فرش قرمز، پابوس باشند.
بخاطر آنچه که هستندکمتر معذرت نمي خواهند؛ آنها تمايلات جنسي خود را ابراز مي کنند و با هويت مردانه طبيعي خود راحت هستند.
مي پندارند که آنها «بدست آورنده» هستند، نه زن. (بدون داشتن حس مالکيت به زن)
غير قابل پيش بيني هستند.
نمي ترسند که خودشان باشند
علاقه اي ندارند که براي جلب رضايت زنان به رفتار تصنعي روي آورند.
براي داشتن سکس از پول يا هديه استفاده نمي کنند.
هميشه رابطه را خودشان کنترل مي کنند.
هرگز ناهنجاريهاي يک زن را تحمل نمي کنند.
واکنشهاي فيزيکي ناشي از جنسيت، از خود صادر مي کنند.
متشخص و با نفوذ هستند.
ذاتاً رهبر هستند، نه دنباله رو.
بدون اينکه خجالت بکشند به بدن زنان نگاه مي کنند.
و جالبتر از همه دائم در دسترس نيستند.
برايشان مهم نيست که از طرف يک زن خاص تحقير شوند،
چون مي دانند که خيلي ها در انتظار هستند .
آنها خواستار سکس هستند، اما نيازمند و وابسته به آن هم نيستند و بخاطرش شخصيت و ابهت خود را تحت تاثير قرار نميدهند. به عبارت ديگر، مرداني که اعتماد جنسي دارند
نمي ترسند که خودشان باشند يا جنسيت ذاتي شان را بروز دهند. آنها اهميت نمي دهند که جامعه در مورد آنها چه فکري مي کند. اما نکته بسيار مهم اين است که بر خلاف مردان شرور، مرداني که اعتماد جنسي دارند و از لحاظ رفتاري شخصيتي پخته دارند،
هرگز به زنان توهين و تجاوزرفتاري و اخلاقي نمي کنند؛ در حقيقت آنها به تمام زنها عشق مي ورزند و با آنها رفتار خيلي خوب دارند، و زنان نيزچه بخواهند و چه نخواهند، نمي توانند براحتي دست از آنان بشويند يا فراموششان کنند!
خبر شگفتانگيز اينکه، يک مرد لازم نيست مثل جيمزباند قوي يا خوش قيافه باشد تا زنان را جذب کند .
بلکه او بايد به ذات مردانه خود ر جوع کند و بگذارد اين مردانگي در جامعه زنان درخشندگي داشته باشد. وقتي يک مرد نسبت به جنسيتش اعتماد و اعتقاد داشته باشد،
بي درنگ استقلال و فرديت خود را به رخ ديگران ميکشد
او خواستني تر ميشود. تصوير ذهني او از خودش ارتقاء مي يابد و براحتي مطابق خود واقعياش رفتار ميکند،
نه اينکه براي انطباق با وضعيت جاري اجتماع، مدام رفتارش را عوض کند .
زنها مي توانند به چشمانش نگاه کنند و زبان بدنش را بخوانند و فوراً بفهمند که او عاشق خوبي است.
چنين مردي بجاي اينکه مثل سيلزدهها در جستجوي تأييد زنها باشد
و مانند يک سگ کوچولوي پشمالو دنبال آنها راه بيفتد،
ديگر يک «مرد خواستني» است و اين زنها هستند که به دنبالش راه مي افتند،
چون او خودش را از يک آدم ذليل و پابوس به يک مرد سرکش اما متشخص تبديل کرده است .
يک ضرب المثل قديمي ايرلندي هست که مي گويد
« هرکاري که هميشه مي کردي بکن تا هر چيزي که هميشه بدست مي آوردي بدست آوري»
اگر واقعاً مي خواهيد مردي باشيد که اعتماد جنسي و در نتيجه جذابيت داشته باشد،
تنها کاري که بايد انجام داد اين است که همان مردي باشيد که در ذات خود هستيد .
راستي خانم عزيز،
اولويت شما در انتخاب يک مرد مردانگي اوست يا زيبايياش؟؟؟؟
زنها كلا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن
گروه اول زنهائي هستند كه مردها رو بدبخت ميكنن! گروه دوم زنهائي هستند كه اشك مردها رو در ميارن! گروه سوم زنهائي هستند كه جون مردها رو به لبشون ميرسونن! گروه چهارم زنهائي هستند كه كاري ميكنن مردها روزي 18 بارآرزوي مرگ كنن گروه 5 زنائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستن!
من باور ندارم!
روزي دختري جوان نزد شيوانا آمد و از او كمك خواست تا براي مشكل نازيبايي و زشتي صورتش راه حلي ارائه دهد. شيوانا سري تكان داد و گفت:" جلوتر از مردم حركت كن!"
دختر جوان لختي سكوت كرد و سپس دوباره سوال خود را تكرار كرد و گفت:" ببينيد استاد! مشكل من اين است كه هر وقت مي خواهم كاري انجام دهم به محض اينكه مقابل شخص يا اشخاصي مي ايستم بلافاصله نگاه سنگين آنها را روي زشتي هاي چهره و هيكل خودم حس مي كنم و اين سنگيني فورا مرا فلج مي كند و ديگر نمي توانم با اقتدار و اعتماد به نفس قبلي به صحبت هايم ادامه دهم و زشتي بي اعتمادي به خودم به زشتي صورتم اضافه مي شود و در نتيجه خود به خود توسط خودم از ميدان كنار گذاشته مي شوم. آيا جوابي براي سوالم من داريد!"
شيوانا مجددا سرش را به علامت حق به جانب تكان داد و با همان لحن آرام قبلي گفت:" جلوتر از مردم اطرافت حركت كن! و اين يعني نگذار نظر آنها به تو برسد!"
دختر جوان كمي روي پاسخ شيوانا تامل كرد و آنگاه با نوميدي دوباره سوال خود را به شكلي ديگر تكرار كرد. او گفت: " متاسفانه مي بينم شما هم به خاطر زشتي چهره ام مرا جدي نمي گيريد! من چگونه مي توانم مانع رسيدن نظر مردم به خودم شوم در حالي كه به محض قرار گرفتن مقابل آنها ، بلافاصله سايه سنگين نگاه و نظرشان را روي خودم حس مي كنم!؟"
شيوانا پاسخ داد:" به محض اينكه احساس كردي نظر ديگران به تو نزديك شده است به سرعت ذهن خودت را از اين فكر دور كن و سعي كن بي توجه به جلوه گري هاي اين انديشه آزاردهنده ، نسبت به آن بي اعتنا باشي و با سرعت خودت را در هنرها و توانايي ها و استعدادهاي منحصر به فرد خودت غوطه ور سازي ! يك انسان فوق العاده زيبا هم اگر اجازه دهد نظر ديگران قبل از عمل و كردارش وارد ذهنش شود هم نمي تواند حركت و واكنش صحيح را نشان دهد. اهميت دادن به نظر ديگران باعث مي شود كه همه انسان ها چه زشت و چه زيبا ، نتوانند كار خود را درست انجام دهند. راه چاره تو اين است كه از اين لايه بيرون بپري و در سطح ديگري از آگاهي پرواز كني و اين امكان پذير نيست مگر اينكه موضوع اهميت بخشيدن به نظر ديگران را نزد خودت بسيار ناچيز شماري !"
دختر جوان سكوت كرد و ديگر هيچ نگفت. مي گويند از آن روز به بعد اين دختر بهترين بافنده فرش ابريشم در منطقه شد و تمام خانواده ها براي ياددادن و آموزش هنر بافندگي فرش فرزندان خود را نزد او مي فرستادند. جالب اين بود كه هيچكس در مورد زشتي آن دختر صحبتي نمي كرد و همه او را به عنوان بافنده زيباترين فرش هاي ابريشم مي شناختند.
شيوانا روزي براي شاگردانش اين دختر را مثال زد و گفت: " اين دختر جوان چون يكبار براي هميشه موضوع زشتي چهره خود را فراموش كرد و ديگر به آن مراجعه نكرد در نتيجه ديگر مانند زشت ها عمل نكرد و از آن روز به بعد ديگر كسي زشتي او را نديد. در واقع اولين كسي كه زشتي هاي انسان را مي بيند و آنها را بزرگ مي كند خود اوست و اولين كسي كه انسان ها را به خاطر زشتي هايش سرزنش مي كند و مانع از خوب عمل كردن او مي شود نيز باز خود شخص مي باشد. بافنده زيباترين فرش هاي ابريشم به جاي تمركز روي زيبايي چهره،اكنون روي زيبايي منحصر به فرد استعدادش متمركز شده است و در نتيجه به يكباره نظر مردم برايش بي ارزش شده است و از نظر مردم جلوتر افتاده است و به جاي بازي خوردن توسط نظر مردم ، به لايه بالاتري از آگاهي جهش كرد. شما هم اگر مي خواهيد توسط نظر ديگران بدينسو و آنسو كشانده نشويد بايد چنين عمل كنيد.

ضعف سست ارادگي
روزي زني نزد شيوانا رفت و به او گفت که احساس مي کند يکي از آشنايان و دوستانش قصد دارد شوهرش را از او بگيرد. زن به شيوانا گفت که حجب و حيا اجازه نمي دهد تا نسبت به اين دوست خود اعتراض کند و او را از ورود به حريم زندگي اش برحذر دارد. به همين خاطر لب به سکوت مي گزد و زياده روي و لوس بازي هاي دوستش را تحمل مي کند و هيچ نمي گويد. از سوي ديگر شوهرش هم چندان مرد محکمي نيست و بعيد نيست که فريب بخورد واو را ترک کند. زن درمانده از شيوانا راه حل خواست. شيوانا با لبخند گفت:" حجب و حيا چيز خوبي است. اما از آن بهتر غيرت است و تعصب و دفاع از حريم. بايد به سراغ آن زن بروي و مانند ماده ببري که به هر قيمتي حاضر است از حريم خود دفاع کند به او و رفتارش خيره شوي . مطمئن باش آن زن گليم خود را جمع مي کند و به خاطر جان خودش هم که شده تور خود راروي سر خانواده ديگري پهن مي کند! در ضمن با غيرت مندي و نمايش تعصب و جديت و مصمم بودن خود به شوهرت هم نشان بده که مجازات شل بودن و سست ارادگي از لحاظ تو چندان هم کم نيست و تو به راحتي انسان هاي خائن را نمي بخشي. همه چيز درست مي شود."
زن درمانده گويي جان گرفته باشد با شور و شوريدگي فوق العاده اي رفت. يک ماه بعد شوهر همان زن با حالت درمانده اي نزد شيوانا آمد و گفت:" ماده ببري را به همسري برگزيده که ضمن مطيع بودن ، بعضي اوقات نگاهي خشمگين و جسورش مو بر تن همگان سيخ مي کند. وقتي حتي در کنارم هم نيست نگاه نافذ و پرمعنايش را روي صورتم حس مي کنم. او يک ماه است که تمام اقتدار منزل را در دست گرفته و همه از او حساب مي برند. ضعف من چيست که او توانسته تا اين حد بر تمام حرکاتم مسلط شود!؟ شيوانا مرا راهنمايي کن!"
روزي شيوانا پير معرفت يكي از شاگردانش را ديد كه زانوي غم بغل گرفته و گوشه اي غمگين نشسته است. شيوانا نزد او رفت و جوياي حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود و از بي وفايي يار صحبت كرد و اينكه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفي داده و پيشنهاد ازدواج ديگري را پذيرفته است. شاگرد گفت كه سالهاي متمادي عشق دختر را در قلب خود حفظ كرده بود و بارفتن دختر به خانه مرد ديگر او احساس مي كند بايد براي هميشه با عشقش خداحافظي كند.
شيوانا با تبسم گفت:" اما عشق تو به دخترك چه ربطي به دخترك دارد!؟"
شاگرد با حيرت گفت:" ولي اگر او نبود اين عشق و شور و هيجان هم در وجود من نبود!؟"
شيوانا با لبخند گفت:" چه كسي چنين گفته است. تو اهل دل و عشق ورزيدن هستي و به همين دليل
آتش عشق و شوريدگي دل تو را هدف قرار داده است. اين ربطي به دخترك ندارد. هركس ديگر هم جاي دختر بود تو اين آتش عشق را به سمت او مي فرستادي. بگذار دخترك برود! اين عشق را به سوي دختر ديگري بفرست. مهم اين است كه شعله اين عشق را در دلت خاموش نكني . معشوق فرقي نمي كند چه كسي باشد! دخترك اگر رفت با رفتنش پيغام داد كه لياقت اين آتش ارزشمند را ندارد. چه بهتر! بگذار او برود تا صاحب واقعي اين شور و هيجان فرصت جلوه گري و ظهور پيدا كند! به همين سادگي!"
پاسخ را در ادامه مطلب بخوانید
|
درآينده سعي خواهدشد مقالاتي را در رابطه بامحتواي ايميل هاي ارسالي و نحوه پاسخگويي به ايميل هاي طرف مقابل و همچنين نكاتـي درمـورد رد و بدل PM ها براي رسيدن به موفقيت در انتخاب همسر، بـه رشـتـه تحرير درآوريم.
1- هنگام مذاكره از طريق ايميل، زندگي نامه خود را بيان نكنيد
هيچ چيزي مانند يك مرد حراف باعث خستگي يك زن نميشود. اگر باور نميكنيـد، دفـعـه بـعـدي كـه در حـال گفتگو بــا طــرف مـقابـل هـستـيـد، يـك ايميل تك صفحه اي در مورد تفريحات آخر هفته خود، ارسال نموده و ببينيد او چه واكنشي نشان مي دهد.
از هر 10 نفر 9 نفرشان حتي جواب شما را هم نخواهند داد.او خيلي راحت ايميل شما را پاك كرده و به سراغ نفر بعدي خواهد رفت.
اما چرا؟
اولا" هميشه مردان پرچانه از نظر زنان افرادي نيازمند محسوب مي گردند و اغلب زنان تمايل دارند طرف مقابل خود را به مبارزه بطلبند و با او رقابـت كنـنـد در حـالـيـكه مـردان نيازمند، روحيه مبارزه طلبي ندارند.
ثانيا"، رك و پـوسـت كنـده بـگويـيـم، زنـان دوسـت دارند خودشان سكان حرف زدن را در دست بگيرند و از شما مي خواهند كه فقط گوش دهيد.
راه حل: هـمه ايميل هايتان را خلاصه جواب دهيد ( بيشتر از 3 جمله نشود). دو جمله اول را به پاسخ گويي سـؤال ( يا سؤالات) احتـمالي او، و جمله آخر را به طرح پرسشي از او اختصاص دهيد.
بخاطر داشته باشيد: سؤالات باعث تداوم "گفـتـگو" مي گـردند و بـه طـرف مـقـابـل ايـن احساس دست خواهد داد كه شما فردي متفكر و علاقه مند هستيد.
2- در مورد مسائل جنسي صحبت نكنيد
بسياري از زنان تصور ميكنند كه مردان به چيزي جز سكس فكر نميكنند. اگر چه ممكن است اين گفته تا حدي صحيح به نظر برسد، اما با صحبت نكردن و اشـاره نـنـمـودن به مسائل جنسي در طي مسير انتخاب همسر موفقتر خواهيد بود.
پيش كشيـدن صـحبـتـهاي جـنـسي، بـخصوص هنگامي كه او را نمي شناسيد، باعث دلخوري و رنجيدن فرد خواهد شد.
راه حل: از اين كار پرهيز كنيد.
اگر زني در ايميل ها يا PM هايش در لفافه و بطور ضمـني بـه برخـي مسـائل جـنـسـي اشاره كرد، اين مي تواند يك چراغ سبز براي شما باشد اما پيشنهاد مي كنـيم از حد و مرز ادب تجاوز نكرده و مراقب تعبير و تفسيرتان باشيد.
3- دروغ نگوييد
اين يك واقعيت روشن اسـت كه درصـد زيادي از مردان و زنان هنگاميكه از طريق اينترنت به همسر گزيني مي پردازند، واقـعيـت را در مـورد مسائل گوناگون خود از قبيل وضعيت تاهل، درآمد، تحصيلات و شغلشان بيان نمي كنند.
مطمئن باشيد كه اين دروغها دير يا زود برايتان دچار مشكـل خـواهند نمود. اگر فردي را يافته ايد كه واقعا" به او علاقه منديد، و اگر به او دروغ گـفـته ايد، بـهتر است قبل از اينكه متوجه ريا كاري شما گردد، خودتان واقيعت را بيان نماييد.
راه حل: اگر درآمدتان پايين است و يـا شـغل آنچناني نداريد، روي محاسن و قابليتهاي ديگر خود تمركز نماييد.
هرگز براي تحت تاثير قراردادن كسي به او دروغ نگوييد. هيچگاه.
4- در ارسال ايميل و PM زياده روي نكنيد
اين عمل نيز شما را نيازمند جلوه خواهد داد.
ارسال سه يا چهار ايميل يا PM باعث ميشود كه طرف مقابل احساس كند شما خيلي به او محتاج هستيد.
البته چنانچه گفتگوي شما از طريق ايميل يا PM بسرعت در حال گسترش بوده و باعث ايجاد انگيزه و علاقه در طرفين مي شود، سعي كنيد اين محاوره ها را دقيق و حساب شده ادامه دهيد. به عبارت ديگر جا نزنيد.
اما اگر در مراحل ابتدايي آشنايي قرار داريد، پيشنهاد مي كنيم كه فعل و انفعالات خود را به حداقل برسانيد.
راه حل: بـايـد بـا دسـيـپلين بـاشـيد، الـبته اگر به او علاقه زيادي داشته باشيد، كمي مشكل به نظر ميرسد. در روز بيـشتر از دو ايـميـل ارسال نكنيد و حداكثر پانزده دقيقه در طول روز چت كنيد. اگر مكالمه شما از اين حد گذشت، عذر خواهي نمـوده و به گفتگـو خاتمه دهيد. بگوييد كـه چـيـزهـايـي داريـد كه بـايـد از آنـها مـراقبت كنيد- و وارد جزئيات نشويد.
به اين وسيله فردي مرمـوز بـاقي خـواهيـد مـاند. ايـن همان چيزي است كه باعث جذب طرف مقابل ميشود.
- از اين شاخه به آن شاخه نپريد
يكي از مسائل خوب همسرگزيني اينـتـرنتي مكاتبه با افراد متعدد و شخصيتهاي گوناگون است.
وقتي شما اعلام ميكنيد كه به دنبال همسر ميگرديد و براي خود يك پروفايل ايجاد مي نـمـاييد، ممكن است با موجي از ايمـيـل ها و درخـواسـتـها مـواجـه گـرديد. يــك پروفايل شخصي كارآمد كه باعث توليد پاسخـهاي زيـاد ميگردد ممكن است نتيجه عكس بدنبال داشته باشد.
براي مثال در ماه گذشته، 56 نفر به پروفايل من جواب دادند كه ايميل زدن به همه آنها كار بسيار وقت گير و دشواري بود.
اگر بخواهيد به تك تك افرادي كه به پروفايل شما جواب داده اند ايميل بزنيد،اين كار تمام وقت شما را در طول روز خواهد گرفت. به علاوه ممكن است فراموش كنيد كـه بـه كـي، چه گفتيد و سر در گم شويد و يك سؤال را چهار يا پنج بار از شخصي بپرسيد.
راه حل:با اينكه در بخشهاي قبل از شما خواستيم كه دسيپلين داشته باشيد، ممكن است ايـن تـوانـايي را در خـودتان نبينيد كه بخواهيد به تك تك ايميل ها پاسخ دهيد. در واقع پيشنهاد ميكنيم كه به همه درخواست ها ترتيب اثر ندهيد.
در عوض به افرادي پاسخ دهيد كه بيشتر تمايل به پيگيري و دنبال كردن آنها داريد و اگر اين باعث موفقيت شما نگرديد، مي توانيد به عقب بازگشته و كساني كـه بي جواب گذاشته ايد را مورد تجديد نظر قرار دهيد.
6- خود را زياد مشتاق نشان ندهيد
هيچگاه بسرعت از او درخواست ملاقات حضوري نكنيد. زمان ديدار بايد حداقل يك هفته پس از آشنايي اوليه باشد.
اگر فوري از او بخواهيد كه همديگر را ملاقات كنيد،اگر آمادگي نداشته باشد، از دستتان خواهد رفت.
درصورت صبر كردن يـكي از پـرسـشهايي كه در ذهن او خطـور خـواهـد كــرد ايــن اسـت كـه اين پسر چرا نميخواهد مرا ببيند؟
چنانچه خود را عـلاقه مـند و مشتـاق نـشـان نـدهيـد، طـرف مقابل بيشتر مجذوب شما خواهد شد.
در خاتمه پيشنهاد مي كنيم تا زماني كه همديگر را خوب نشناخته ايد از دادن اطلاعات شخصي مانند شماره تـلـفن و آدرس خـودداري نـمايـيد. مراقب افراد سوء استفاده گر و نادرست باشيد و به هر كس اعتماد نكنيد.

۲- دختر باید مثل ماه باشد یعنی شب بیاید و صبح برود.
۳- دختر باید خانه دار باشد یعنی صاحب خانه باشد.
| ارايش لب ها روان شناسان معتقدند كساني كه فقط به اين نوع ارايش علاقمندند تمام افكار خود را بر زبان مي اورند زيرا نمي توانند ان ها را درون خود پنهان سازند و هر چه اين علاقمندي بيشتر باشد تمايل به بروز افكار نيز بيشتر است عطر خواه عطر را از ملزومات يك زن بناميد خواه هديه اي الهام بخش اين را بدانيد زناني كه عطر را به عنوان انتخاب نخست خويش در لوازم ارايشي شان بر مي گزينند به شدت احساساتي و تودار هستند.اين افراد معمولا بر انند تا علامتي از انچه در حال وقوع است به ادمها نشان دهند زيرا اين افراد با حس خود و بيش از همه با حس ششم خود درگيرند. كرم ضد افتاب اين افراد از خوشبين ترين و مثبت ترين افراد هستند بنابراين بايد ارج و قربي خاص براي ديگران داشته باشند انها ديدي مثبت زيبا خوشبينانه و سالم نسبت به محيط اطراف خود و دنيايي كه در ان زندگي مي كنند دارند كه اين نوع نگرش به انها كمك مي كند در دنياي اطراف خود با اعتماد به نفس بيشتري قدم برداشته و را حت تر زندگي كنند در اين صورت لحضات شاد تري را نيز براي خود و دوستان و خانواده شان به ارمغان مي اورد ارايش ناخن اين افراد هيچ گاه از اينكه رياست گروهي را در هر زمينه اي بر عهده بگيرند ترسي به دل راه نمي دهند دو بال بزاي پرواز مي خواهند و زندگي ان را به انها داده است.....بنابراين به شدت انرا تعقيب كرده سعي مي كنند اولويت ((زندگي كردن)) را در خود همواره زنده نگاه دارندديگران مي توانند روي انها حساب باز كرده و درس بگيرند ارايش چشم ها ((چشم ايينه روح است))و چنانچه ارايش ان براي فرد مهم است اين بدان مفهوم است كه در دوستي و يافتن دوست يد طولايي داردو اين حالت از ان ناشي شده است كه به دوستان خود اجازه داده است ((خود واقعي)) را شناخته و درون او را به واقع ببينند. |
